محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

370

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كثيف الخلط را باعث ملال و گريه و لطيف الخلط را سبب خنده و سرور و صاحبان اخلاط حاره را موجب غضب و تهور و اخلاط بارده رطبه و يا يابسه را علت سكوت و نوم و خوف و بىملاحظه شرايط مضار آن زياده از منافع آن زيرا كه سبب موت فجأت و خناق و امراض دماغى مانند صرع و سكته و لقوه و فالج و رعشه و سرسام و جنون و امثال اينها و ضعف قوّتهاى دماغى و حيوانى و طبيعى و اعصاب و درد چشم و امراض گوش و خيشوم و دهان و زبان و دندان و ضيق النفس و خفقان و فساد هضم و اسهال دموى و ورم جگر و سپرز و استسقاى غير قابل العلاج و بطلان شهوت باه و اورام خطرناك و آكله و جوششها و تبهاى مركبه و محرقه و عشيه و توليد سنگ گرده و مثانه و حرقة البول و امثال اينها است و از جمله مضرتى كه عاجل و سهل العلاج است خمار است كه با تقلب نفس و ضيق آن و برد اطراف و حرارت آن و قشعريره و تهوع و تكسر بدن و سنگينى سر و اضطراب و تشويش خواب و اعراض هولناك مىباشد و مضرتهاى عاجل بدنى را اكثر علاج نمىباشد و مستعملين آن را چون به يك دفع ترك نمايند امراض رديه و سوداويه و ضعف هضم و زلق المعده و الامعاء و فساد حلق و لون و غيرها به هم مىرسد امّا تدبير دفع خمار آن آنست كه به خواب طولانى رود و حيله جويند در تنويم او به ماليدن دست و پا و به حمام بردن و آب نيم‌گرم بر سر او ريختن و از حمام برآوردن و استراحت فرمودن پس اگر به اين تدبير تخفيفى يافت بهتر و الا باز به حمام معاودت نمايند و خواب فرمايند و اگر بعضى اعراض قوى باشد مانند صداع و تهوع و قى مكرر قى فرمايند به سكنجبين و آب نيم گرم پس شربت انار و به و يا ريباس با يك مثقال طين نيشابورى بخورانند و هرگاه اراده خوردن طعام نمايند شورباى جوجه مرغ و آب غوره مطيب به نعناع بخورند و بعد از رفع صداع اگر سر و پيشانى و صورت گرم باشد اطليه بارده استعمال نمايند و از جنس چيزهايى كه عاديه خمار را مىكشند جلاب با آب يخ و برف و فقاع و ماء الجبن و ربوب فواكه حامضه و قابضه است بدان كه خمر حار بسيار مضر و مهلك است و نصارى كه اكثر شارب خمرند منكر خمر بسيار حادند و مىگويند اگر مردم بدين منوال كه خمرهاى حاد را مىنوشند بنوشند احتياج به هيچ و با و طاعونى نيست خودبخود هلاك مىشوند طور خوردن خمر نصارى موافق حكمت دارند لهذا به آنها نفع مىبخشد . خمير به فتح خا و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله به عربى عجين و به فارسى خمير ترش و خميرمايه و به هندى ماوا نامند . ماهيت آن : آرد گندم است كه با روغن كنجد و يا روغن زيتون و يا روغن گاو و يا روغن گاوميش و يا بز و يا گوسفند و شير و ماست هر يك كه باشد سرشته بگذارند تا ترش و بدبو گردد و قدرى از آن را داخل خمير نان مىنمايند تا برآيد و فطير نماند . طبيعت آن : مركب القوى در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و جالى و محلل و جاذب از عمق بدن و با نمك بسيار محلل اورام بارده خصوص اورام اسافل قدم و ازاله اوجاع آن و منضج و مفتح دماميل و مسكن درد دندان و سى مثقال آبى كه در آن خميرمايه كم نمك به قدر چهار مثقال حل نموده باشند با چهار دانگ طباشير و مثل طباشير شكر و يك دانگ زعفران جهت رفع خمار و تشنگى و تب و التهاب مجرب و چون دو مثقال سركه نيز اضافه كنند جهت اسهال صفراوى و احتراقى مفيد و چون يك جزو آب نعناع و يك جزو خردل ساييده و در نسخه ديگر نصف جزو خردل است و سه چندان مجموع خميرمايه اضافه نموده در ده مثل همه آب بجوشانند تا به نصف رسد پس صاف نموده با نصف وزن آن عسل به قوام آورند جهت تقويت هاضمه به مرتبهايست كه صبر نتوان كرد و منقى معده از اخلاط محترقه و دافع بلغم و مبهى است و هرگاه بعد از معاجين باهيه بلافاصله بنوشند بغايت سريع الاثر و غرغره محلول آن در آب با ربع آن روغن بنفشه جهت ورم حلق و ضماد آن با حنا و روغن و نمك جهت تحليل صلابات عظيم مأيوسه مجرب و چون خميرمايه را كوبيده و با آب انار شيرين و امثال آن بسرشند قايم مقام خمر و از اسرار مكتومه است . المضار : مضر سينه عليل ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا هجد درهم است . فصل الخاء مع النون خنثى به ضم خاى معجمه و سكون نون و فتح ثاى مثلثه و الف لغت سريانى است و اهل مغرب آن را بزواق نامند . ماهيت آن : گياهى است شبيه به اشراس كه به فارسى سريش نامند و گويند نوعى از آنست . يوسف بغدادى نوشته كه غلط كرده كسى كه بيخ آن را اشراس دانسته بلكه غير آنست برگ آن شبيه به گندنا و از آن لطيف‌تر و ساق آن قريب به ذرعى و نرم و بر سر آن گل سفيدى شبيه به بلوط و بيخ آن مستدير و املس طولانى مانند بيخ سوسن آزاد و از آن بزرگتر و طعم آن تند و تخم آن در قبه‌اى مانند تخم پياز و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مسخن و تند و با قوّت مجففه و محلله و